چند وقت پیش برادر یکی از دوست های صمیمیم که بعد از 2 سال رابطه با دوست دخترش قصد ازدواج خودشو با خانواده در میان گذاشته بود و با مخالفت شدید مادرش رو برو شده بود برای گرفتن رضایت از وی حدود یکی دوماه جنگ و دعوا داشتن و حتی یه ماه کامل رو با مادرش قهر کرده بود و همدیگه رو نمیدیدند تا بالاخره مادر راضی به این "بدعت بزرگ" در اقوام مذهبی (بخوانید بنیادگرا) خود شد! .
اما تعجب من از اینه که ما که ادعا داریم ملت آگاه و با اطلاع سیاسی داریم چطور سرنوشت دیکتاتورها و زورمندان حتی معاصر رو به این راحتی از یاد بردیم؟ . شما از رهبری که 20 سال در مقام خدایی و معصومیت مطلق نشسته چطور انتظار دارید که " به این راحتی " عقب نشینی کنه و پشت کسی رو که 4 سال مورد حمایت قاطع قرار داده رو خالی کنه؟ وجدانا اگر شما جای وی بودید چه کار میکردین؟ این حرف ها و این تهدیدها و این وعده به مقاومت و تسلیم نشدن در برابر خواست مردم را تا به حال چند قدرتمند توی دنیا مطرح کردند اما بالاخره در مقابل صبر و استقامت مردم عقب نشینی کردند؟ از پاکستان و عراق و زیمباوه و حتی همین پادشاهی نپال. پادشاه نپال که قدرت و امکانات اون یک هزارم خامنه ای نمیرسه، ده بار بیشتر از او ادعا و تهدید کرد اما در مقابل جمعیت کوچک نپال تسلیم شد. پس لطفا معقول باشید و توقع نداشته باشید با چند روز راهپیمایی اونم اکثرا در تهران رای خامنه ای رو برگردونید معلومه وقتی با چنین امید و توقعی اومده باشید ، بعد از سرکوب ، یه باره همه تبدیل به یاس و تسلیم میشه. الان تنها راه به نظرم " اعتراض آرام و پیوسته " و لجبازی (بخوانید مقاومت مدنی) در روزها و هفته های آینده است . مطمئنا اگر اصلاح طلب ها هم بخوان یا بتونن کاری کنند با پشتوانه طرفدارانشونه . امیدوارم تابستون داغی در انتظار کودتاچیان باشه!